حال ساده و حال استمراری


حال استمراری و حال ساده

 

I am doing and I do

 

 

Jim is watching television.

جیم در حال تماشای تلویزیون است.


He is not playing the guitar.

او مشغول نواختن گیتار نیست.


But Jim has a guitar.

اما جیم یک گیتار دارد.


He plays it often, and he plays very well.

او اغلب گیتار می نوازد، و خیلی خوب می نوازد.


Jim plays the guitar, but he's not playing the guitar now.

جیم گیتار می نوازد، ولی الان در حال نواختن گیتار نیست. . (حال استمراری) .


Is he playing the guitar? No , he isn't

| آیا او در حال نواختن گیتار است؟ نه، این طور نیست.

 

(حال ساده) .Does he play the guitar

? Yes , he does -

 آیا او گیتار می نوازد؟ بله، همین طور است.

 

حال استمراری برای بیان کارهایی که همین الان (در هنگام ادای جمله) در حال انجام آن هستیم به کار می رود.

Tom is taking a shower right now

تام الان دارد دوش می گیرد.

 

Take an umbrella with you. It's raining.

با خودت چتر بردار. دارد باران می بارد.


Why are you under the table? What are you doing?

چرا زیر میز رفته ای؟ داری چکار می کنی؟

 

حال ساده برای بیان کارهایی که همیشه یا برخی اوقات انجام می دهیم به کار می رود:

 

I work every day, from 9 o'clock to 5:30 pm.

من هر روز از ساعت ۹ تا 5 و نیم بعداز ظهر کار می کنم.

 

Tom takes a shower every morning.

تام هر روز صبح دوش می گیرد. 


.It rains a lot in the winter

در زمستان زیاد باران می بارد.

 

I don't watch television very often.

من اغلب اوقات تلویزیون تماشا نمی کنم.

 

What do you usually do on weekends?

تو معمولا در آخر هفته چکار می کنی؟

.

افعال زیر در زمان حال استمراری به کار نمی رود و فقط در زمان حال ساده مورد استفاده قرار می گیرد:


Love understand need consist know hate seem want prefer forget depend believe like remember mean

 

.I'm tired..I want to go home

من خسته ام. می خواهم به خانه بروم.

 

"Do you know that girl?” “Yes, but I don't remember her name."

« آن دختر را می شناسی؟» «بله، اما اسمش را به خاطر نمی آورم.

 

I don't understand. What do you mean?

من نمی فهمم. منظورت چیست؟ 

 

.I'm very hungry .I want something to eat

من گرسنه ام. می خواهم چیزی بخورم.

 

Do you understand what I mean?

آیا درک می کنی منظورم چیست؟ 

 

Ali doesn't seem very happy right now.

علی الان به نظر نمی رسد که خیلی خوشحال باشد.

 

 وقتی فعل «think» به معنی believe (اعتقاد داشتن است به شکل حال استمراری نمی آید:

 

? What do you think (= believe ) will happen 

 

اما در این جمله به حالت استمراری می آید:

You look serious. What are you thinking about? (= what is going on in your mind?)

جدی به نظر می رسی. داری به چی فکر می کنی؟

 

I'm thinking of quitting my job. (=I am considering)

دارم به ترک شغلم فکر می کنم.

 

وقتی که have به معنی "مالک بودن است آن را به شکل حال استمراری به کار نمی بریم:

 

We're enjoying our trip. We have a nice room in the hotel.

ما داریم از سفر خود لذت می بریم. اتاق خوبی در هتل داریم. اما در جمله زیر به حالت استمراری می آید:


We're enjoying our trip. We're having a great time.

ما داریم از سفر خود لذت می بریم و اوقات خوشی داریم.

 

از زمان حال ساده برای بیان حقایق یا اعمالی که به طور تکراری انجام می گیرند استفاده می کنیم:

Water boils at 100 degrees Celsius.

آب در صد درجه سانتیگراد به جوش می آید.


It doesn't rain very much in the summer.

در تابستان باران زیادی نمی بارد.

 

I always go to bed before midnight.

من همیشه قبل از نیمه شب به رختخواب می روم.

 

Most people learn to swim when they are children.

اکثر افراد وقتی که بچه هستند شنا کردن را یاد می گیرند.

 

My parents live in Boston. They have lived there all their lives.

والدين من در بوستون زندگی می کنند. آنها همه عمرشان در آنجا زندگی کرده اند.

 

 

از زمان حال استمراری برای اعمالی استفاده می کنیم که در زمان ادای جمله (یا زمانی نزدیک به آن) رخ می دهند:

 

The water is boiling. Could you turn it off?

آب دارد می جوشد. ممکن است آن را خاموش کنی؟


I'm going to bed now. Good night.

من دارم می روم بخوابم. شب به خير.


Maria is in Vancouver now. She's learning English.

ماريا الان در ونکوور است. او دارد زبان انگلیسی می خواند.

 

 

برای وضعیت های موقت از حال استمراری استفاده کنید:

 

I'm living with some friends until I find an apartment.

من تا موقعی که آپارتمان پیدا کنم با چند تا از دوستانم زندگی می کنم.

 

I've lost my key again. I'm always losing things.

من دوباره کلیدم را گم کرده ام. این روزها خیلی چیز گم می کنم. 

 

 

 توجه داشته باشید که جمله

I'm always losing things به معنی این نیست که من همیشه چیز گم می کنم. بلکه به این معناست که من این روزها بیشتر از حد معمول چیز گم می کنم.

You're always watching TV. You should do something more active.

تو این روزها بیش از حد تلویزیون تماشا می کنی. باید کارهای بیشتری

انجام بدهی.

 

John is never satisfied. He's always complaining.

جان هرگز راضی نیست. او بیش از حد شکایت می کند.

 

افعال زیر را معمولا به شکل حال ساده به کار می بریم:

taste

smell

hear

see

?Do you see that man over there

آیا آن مرد را در آنجا می بینی؟

 

This room smells. Let's open the window.

توی این اتاق بر می آید. اجازه بده پنجره را باز کنیم.

 

 ما اغلب اوقات افعال

See / hear / smell / taste

را با can به کار می بریم:

Listen! Can you hear something?

گوش کن! می توانی چیزی بشنوی؟

 

توجه داشته باشید که وقتی قرار ملاقات با کسی دارید می توانید از

I'm seeing استفاده کنید:

I'm seeing the manager tomorrow morning.

 

من فردا صبح با مدیر قرار ملاقات دارم.

 

 توجه داشته باشید که:

He's being = he's behaving / He's acting

I can't understand why he's being so selfish. He isn't usually like that.

نمی توانم بفهمم چرا او این قدر خودخواهانه رفتار می کند. او معمولا این طور نیست.

 

اما :

He never thinks about other people. He is very selfish.

او هرگز به دیگران فکر نمی کند. او خیلی خودخواه است.

 

افعال look و feel را می توانید در هر دو شکل حال ساده و حال استمراری به کار ببرید:

 

You look good today. or You're looking good today.

امروز خوشگل شده ای.

 

How do you feel now? or How are you feeling now?

الان چه احساسی داری؟

 

.I usually feel tired in the morning

من معمولا صبح ها احساس خستگی می کنم.


به اشتراک بگذارید :

    پیشنهاد ویژه

    تماس

    مشاوره رایگان مشاوره رایگان