کاربرد make در جملات مختلف زبان انگلیسی


کاربرد make در جملات مختلف زبان انگلیسی

Make it real

واقعی جلوه بده

Make your choice

انتخاب کن

Make yourself at home

خونه ی خودتونه

Do I make myself clear?

گرفتی چی گفتم؟

I know you can make it

میدونم از پسش بر میای

Don't make fun of people

مردمو مسخره نکن

You will make a good wife

زن خوبی میشی

Could I make a reservation?

میتونم رزرو کنم؟

Did you make it by yourself?

خودت تنهایی انجامش دادی؟

Make yourselves comfortable

راحت باشین

Two wrongs don't make a right

اشتباه را با اشتباه جبران نکن

We must make up for lost time

باید جبران مافات کنیم

He seems to make nothing of it

به نظر میرسه هیچی ازش در نمیاره

I can't make out what she said

اصلا نمیفهمم چی میگه

Sulfur is used to make matches

از سولفار برای ساخت کبریت استفاده می کردند

This message doesn't make sense

این پیام اصلا با عقل جور در نمیاد

You should make good use of your time

باید از وقتت خوب استفاده کنی

I checked to make sure that he was still alive

چک کردم اونو تا مطمئن بشم که آیا هنوز زنده است

I don't know what to say to make you feel better

نمیدونم چی بگم تا تو حالت بهتر بشه

It was so noisy there that I couldn't make myself heard

انقدر اونجا سر و صدا بود که اصلا نتونستم بشنوم

If you want to make your dreams come true, keep on trying

اگر دوست داری آرزوهات رنگ واقعیت به خودشون بگیرن، باید تلاش کنی

I spoke to him in English, but I couldn't make myself understood

باهاش انگلیسی حرف زدم اما اصلا متوجه نشدم چی میگفت



پیشنهاد ویژه

ما را محبوب کنید