هفته 33 لغات 1100با تلفظ



abjure

سوگند شکستن ، نقض عهد کردن ، براى هميشه ترک گفتن ، مرتد شدن ، رافضى شدن

allay

ارام کردن ، از شدت چيزى کاستن

complacent

از خود راضى ، عشرت طلب ، تن اسا، خود خوشنود

connoisseur

خبره

debilitate

ناتوان کردن ، ضعيف کردن

deter

بازداشتن ، ترساندن ، تحذير کردن

discreet

با احتياط، داراى تميز و بصيرت ، باخرد

evanescent

محو شونده ، ناپايدار

foment

برانگيختن ، پروردن ، تحريک کردن

glean

خوشه چينى کردن ، اينسو انسو جمع کردن

impetuous

بى پروا، تند و شديد

occult

از نظر پنهان کردن ، مخفى کردن ، پوشيده ، نهانى ، سرى ، رمزى ، مکتوم ، اسرار اميز، مستتر کردن

penitent

توبه کار، پشيمان ، تائب ، اندوهناک ، نادم

propensity

تمايل طبيعى ، ميل باطنى ، رغبت ، گرايش

quarry

لاشه شکار، شکار، صيد، توده انباشته ، شيشه الماسى چهارگوش ، اشکار کردن ، معدن سنگ

reproach

سرزنش ، عيب جويى ، توبيخ ، رسوايى ، ننگ ، عيب جويى کردن از، خوار کردن

slovenly

شلخته ، هردمبيل ، نامرتب ، ژوليده ، لا ابالى

somber

سايه دار، تاريک ، غم انگيز، محزون

tantamount

برابر، معادل ، هم کف ، همپايه ، بمثابه

wary

بسيار محتاط، با ملاحظه ، هشيار



پیشنهاد ویژه

ما را محبوب کنید