هفته 32 لغات 1100با تلفظ



alleviate

سبک کردن ، ارام کردن ، کم کردن

ambiguous

باابهام ، تاريک( از لحاظ مفهوم)، دوپهلو، مبهم

archaic

کهنه ، قديمى ، غير مصطلح( بواسطه قدمت)

bizarre

غريب وعجيب ، غير مانوس ، ناشى از هوس ، خيالى ، وهمى

condone

چشم پوشى کردن از، اغماض کردن ، بخشيدن

emulate

هم چشمى کردن با، رقابت کردن با، برابرى جستن با، پهلو زدن

expedite

تسريع کردن در، پيش بردن ، شتابان

extraneous

خارجى ، خارج از قلمرو چيزى ، غيراصلى ، تصادفى ، فرعى

facetious

شوخ ، لوس ، اهل شوخى بيجا

menial

پست ، نوکر مابانه ، چاکر، نوکر، ادم پست

paltry

اشغال ، چيز اشغال و نا چيز، جزئى

prodigious

حيرت اور، شگفت ، غير عادى ، شگرف

profound

عميق ، ژرف

rabid

بد اخلاق ، متعصب ، خشمگين ، هار، وابسته به هارى

salubrious

سازگار، گوارا، سالم ، صحت بخش ، سودمند

succinct

موجز، کوتاه ، مختصر، مجمل ، فشرده ، چکيده

trivial

جزيى ، ناچيز، ناقابل ، کم مايه ، مبتذل

usurp

غصب کردن ، بزور گرفتن ، ربودن

venerable

محترم ، معزز، قابل احترام ، ارجمند، مقدس



پیشنهاد ویژه

ما را محبوب کنید