هفته 30 لغات 1100با تلفظ



candour

سفيدى ، خلوص ، صفا، رک گويى

charlatan

ادم حقه باز، شارلاتان ، ادم زبان باز

condescend

تمکين کردن ، فروتنى کردن ، خود را پست کردن ، تواضع کردن

decorum

ادب ، اداب دانى ، مناسبت ، رفتاربجا

extinct

معدوم ، ازبين رفته ، منقرض ، تمام شده ، مرده ، منسوخه ، خاموش شده ، ناياب

fledgling

جوجه تازه پر وبال دراورده ، نوچه

galvanize

با برق اب طلا يا نقره دادن به ، اب فلزى دادن ، ابکارى فلزى کردن

gaudy

زرق وبرق دار، نمايش دار، پر زرق و برق ، جلف ، لوس ، روزشادى

idyllic

روستایی شاعرانه قابل تحمل

jubilant

شادمان هلهله کننده ، فرخنده ، فيروز

malign

بدخيم ، بدنهاد، بدخواهى کردن ، بدنام کردن

mortify

پست کردن ، رياضت دادن ، کشتن ، ازردن ، رنجاندن

omnipotent

قادر مطلق ، قادر متعال

precedent

سابقه داشتن ، مقدم بر، مسبوق به سابقه ، ماقبل

rustic

روستايى ، مربوط به دهکده ، دهاتى ، مسخره

wheedle

ريشخند کردن ، گول زدن ، خر کردن

zenith

(هن ).سمت الراس ، بالاترين نقطه اسمان ، قله ، اوج



پیشنهاد ویژه

ما را محبوب کنید