هفته 25 لغات 1100با تلفظ



aegis

سپر، پرتو، ظل

awesome

مايه هيبت يا حرمت ، پر از ترس و بيم ، حاکى از ترس ، ناشى از بيم ، وحشت اور، ترس اور

conflagration

اتش سوزى بزرگ ، حريق مدهش

congenial

همخو، هم مشرب ، داراى تجانس روحى ، هم سليقه

debris

خرده ، باقى مانده ، اثار مخروبه ، اشغال روى هم ريخته ، اوار

deplorable

مايه دلسوزى ، رقت انگيز، اسفناک ، زار

detriment

گزند، زيان ، ضرر، خسارت

disperse

پراکنده کردن ، متفرق ساختن

doddering

پير، عليل ، کودن

erupt

جوانه زدن ، درامدن ، دراوردن ، منفجرشدن ، فوران کردن ، جوش دراوردن ، فشاندن

hoard

اندوخته ، ذخيره ، احتکار، ذخيره کردن( بيشتر با)up، احتکارکردن ، انباشتن ، گنج

imbibe

نوشيدن ، اشباع کردن ، جذب کردن ، خيساندن ، تحليل بردن ، فرو بردن ، در کشيدن

initiate

ابتکار کردن ، وارد کردن ، تازه وارد کردن ، اغاز کردن ، بنياد نهادن ، نخستين قدم را برداشتن

longevity

طول عمر، درازى عمر، ديرپايى ، دراز عمرى

obliterate

ستردن ، محو کردن ، زدودن ، پاک کردن ، معدوم کردن

puny

ريزه اندام ، ضعيف ، درجه پست ، کوچک ، قد کوتاه

sage

عاقل ، دانا، بصير، بافراست ، حکيم

senile

سالخورده ، پير مرد، وابسته به پيرى ، خرف

virile

مردانه ، داراى نيروى مردى ، داراى رجوليت



پیشنهاد ویژه

ما را محبوب کنید