هفته 15 لغات 1100با تلفظ



abrogate

منسوخ ، از ميان برده ، ملغى ، ازميان بردن ، باطل کردن ، منسوخ کردن ، لغو کردن

access

دست يابى

accomplice

همدست ،( حق ).شريک يا معاون جرم

alleged

بقول معروف ، بنابگفته ء بعضى ، منتسب به

asperity

خشونت( در صدا)، سختى ، ترشى( در مزه)، تلخى و خشونت( دراخلاق)، نامطبوعى

complicity

(حق ).همدستى درجرم ، شرکت در جرم

controversial

مباحثه اى ، جدلى ، جدال اميز، هم ستيز، هم ستيزگر، هم ستيزگرانه

culpable

مقصر، مجرم ، سزاوار سرزنش ، قابل مجازات

declaim

سخنورى کردن ، رجز خوانى کردن ، با حرارت عليه کسى صحبت کردن ، دکلمه کردن

extrinsic

داراى مبداء خارجى ، بيرونى ، خارجى ، فرعى ، جزئى ، ضميمه ، اتفاقى ، تصادفى ، عارضى

fetter

بخو، پابند، زنجير،( مج ).قيد، مانع ، مقيد کردن ، در زير غل وزنجير اوردن

landmark

نشان اختصاصى ، نقطه تحول تاريخ ، واقعه برجسته ، راهنما

liquidation

تسويه ، از بين رفتن ، واريز حساب ، نابودى

nomadic

چادر نشين ، وابسته به کوچ گرى

paragon

معيار، مقياس رفعت و خوبى ، نمونه کامل ، رقابت کردن ، بعنوان نمونه بکار بردن ، برترى يافتن

persevere

پشتکارداشتن ، استقامت بخرج دادن ، ثابت قدم ماندن

preclude

مانع جلو راه ايجاد کردن ، مسدود کردن

recant

حرف خود را رسما پس گرفتن ، گفته خود را تکذيب کردن ، بخطاى خود اعتراف کردن



پیشنهاد ویژه

ما را محبوب کنید