آموزش زبان انگلیسی حامد اسکندری

هفته 14 لغات 1100با تلفظ



aspire

ارزو داشتن ، ارزو کردن ، اشتياق داشتن ، هوش داشتن( با after يا for يا)at ، بلند پروازى کردن ، بالا رفتن ، فرو بردن ، استنشاق کردن

bias

تمايل بيک طرف ، طرفدارى ، تعصب ، بيک طرف متمايل کردن ، تحت تاثير قراردادن ، تبعيض کردن

havoc

خرابى ، غارت ، ويران کردن

incisive

برنده ، قاطع ، دندان پيشين ، ثنايا، تيز، نافذ

inveigh

سخن سخت گفتن ، با سخن حمله کردن ،( با )againstمورد حمله قرار دادن

lethal

وابسته به مرگ کشنده ، مهلک ، مرگ اور

mammoth

(ج.ش ).ماموت ، فيل بزرگ دوره ماقبل تاريخ

nettle

(گ.ش ).گزنه ، انواع گزنه تيغى گزنده ، بوسيله گزنه گزيده شدن ،( مج ).ايجاد بى صبرى و عصبانيت کردن ، برانگيختن ، رنجه داشتن

overt

فاش ، اشکار، معلوم ، واضح ، نپوشيده ، عمومى

precipitate

بشدت پرتاپ کردن ، شتاباندن ، بسرعت عمل کردن ، تسريع کردن ، سر اشيب تند داشتن ، ناگهان سقوط کردن ، غير محلول وته نشين شونده ، جسم تعليق شونده يا متراسب ، خيلى سريع ، بسيار عجول ، ناگهانى ، رسوب شيميايى

relegate

انداختن ، موکول کردن ، محول کردن ، واگذار کردن ، منتسب کردن

repulse

دفع ، رد، پس زنى ، دفع کردن ، راندن

scurry

حرکت تند وسريع ، حرکت از روى دست پاچگى ، مسابقه کوتاه ، سراسيمگى ، بسرعت حرکت دادن

sinecure

هر شغلى که متضمن مسئوليت مهمى نباشد، جيره خور ولگرد، وظيفه گرفتن وول گشتن ، مفت خورى وولگردى

singular

مفرد، تک ، فرد، فريد، فوق العاده ، خارق العاده ، غريب ،( د ).واژه مفرد، صيغه مفرد، غرابت ، شگفتى ، يکتايى ، منحصر بفردى

stentorian

خيلى بلند( در مورد صدا)، صدا بلند، رسا

stereotype

کليشه ، کليشه کردن ، با کليشه چاپ کردن ، يک نواخت کردن ، رفتار قالبى داشتن

supine

برپشت خوابيدن ، تاق باز، بيحال ، سست

valour

)valour(دليرى ، شجاعت ، دلاورى ، ارزش شخصى و اجتماعى ، ارزش مادى ، اهميت



پیشنهاد ویژه

رای دهید