کدینگ لغات 504 - کدینگ لغات 1100- کدینگ تافل - GRE

گذشته استمراری و گذشته ساده


گذشته استمراری و گذشته ساده

I was doing and I did




.He answered the phone

او به تلفن جواب داد.


.Eric was reading a book 

اریک داشت کتاب می خواند.

.The phone rang 

تلفن زنگ زد.


.He stopped reading

از کتاب خواندن دست کشید.


گذشته ساده

?What happened 

چه اتفاقی افتاد؟


.The phone rang 

 تلفن زنگ زد.


گذشته استمراری


?What was Eric doing when the phone rang 

وقتی که تلفن زنگ زد اریک داشت چه کار می کرد؟ 


.He was reading a book

او داشت کتاب می خواند.


گذشته ساده


? What did he do when the phone rang

 وقتی تلفن زنگ زد او چه کار کرد؟ 


 .He stopped reading and answered the phone

 از مطالعه دست کشید و تلفن را جواب داد.


.Eric began reading before the phone rang. So when the phone rang, he was reading

اریک قبل از آن که تلفن زنگ بزند مطالعه را شروع کرد. بنابراین وقتی که تلفن زنگ زد داشت کتاب می خواند.


هر گاه بخواهیم بگوییم کاری در حین وقوع کار دیگر صورت گرفته است از گذشته استمراری همراه با (I was doing) و گذشته ساده استفاده می کنیم:


.Matt burned his hand while he was cooking dinner

مت وقتی که داشت شام می پخت دستش را سوزاند.


.I saw you in the park yesterday. You were sitting on the grass and reading a book

من تو را دیروز توی پارک دیدم. تو روی چمن نشسته بودی و کتاب می خواندی.


.While I was working in the garden, I hurt my back

من در حالی که داشتم توی باغ کار می کردم پشتم صدمه دید.


وقتی که بخواهیم بگوییم عملی بعد از عمل دیگر انجام گرفته است از گذشته ساده استفاده میکنیم. 


.I was walking downtown when I saw Jack. So I stopped and we talked for a while 

من داشتم به مرکز شهر می رفتم که جک را دیدم. بنابراین ایستادم و برای مدتی با او صحبت کردم.


به تفاوت میان دو جمله زیر توجه کنید:


.When Beth arrived, we were having dinner

وقتی که بت رسید، ما داشتیم شام می خوردیم. (یعنی ما قبل از رسیدن او شام را شروع کرده بودیم.)


.When Beth arrived, we had dinner

وقتی که بت رسید، ما شام خوردیم. (یعنی بت رسید و بعد شام خوردیم.)


بعضی از افعال (برای مثال، know و want) را به طور طبیعی نمی توانیم به شکل استمراری به کار ببریم.

 

.We were good friends

. We knew each other well 


ما دوستان خوبی بودیم.

 یکدیگر را خوب می شناختیم.


.I was enjoying the party, but Chris wanted to go home 

من داشتم از میهمانی لذت می بردم، اما کریس دلش می خواست به خانه برود.



    پیشنهاد ویژه